به سال و ماه و روز
خیلی نیست
اما
به خیال من چرا
ز مانش کی بود؟ یادم نمی آید
آن موقع را می گویم که
نه تو بودی
نه دلتنگی
حالا
دلتنکی هست و
تو نیستی و
من
آن قدر دلتنگ شده ام
که دیگر، برای دلتنگی هم
دلم تنگ است
کی بود، یادم نمی آید
زمان هم انگار
در نیستی تو ،گم شده
مادرم نمی گذارد در ماشین لباس شویی
مایع ظرف شویی بریزم!
جوراب هایم را فردا..
در ماشین ظرف شویی خواهم شست!!!
(شاید هم ظرف هارا با جوراب هایم !!!)